محققان براي ساخت اين نانوسيم ها، پروتئين هاي اصلي ويروس M13 را از طريق تغيير ژن اين ويروس اصلاح كردند. آنها گروه هاي گلوتامات را به هر يك از ۲۷۰۰ پروتئين اين ويروس افزودند. گروه هاي گلوتامات با فرآيند مبادله يون به يون هاي فلزي متصل مي شوند.
آنجلا بيلچر از MIT گفت: به محض اين كه اين ويروس را به منظور رشد الكترودها تغيير داديم، مي توانيم ميليون ها نسخه يكسان از آن را تكثير كرده و از آنها براي تشكيل باتري هاي مورد نظر استفاده كنيم. ذرات اكسيد كبالت را به اين دليل انتخاب كرديم كه داراي ظرفيت ويژه خيلي بالايي هستند و مي توانند براي توليد باتري هايي با دانستيه انرژي بالا مفيد واقع شوند.
براي روكش دادن ويروس ها با اكسيد كبالت، ذرات ويروس را در محلول آبي كلريد كبالت در دماي اتاق قرار دادند. سپس مخلوط را با محلول NaBH4 احيا كردند و در نتيجه اكسيداسيون خودبه خودي ذرات در آب، نانوسيم هايي تشكيل شدند كه شامل نانوبلورهاي Co3O4 با قطر ۲-۳ نانومتر در طول رشته ويروس بودند. اين سيم ها داراي ۶ نانومتر قطر و ۸۸۰ نانومتر طول يعني درست به اندازه ويروس ها بودند. بيلچر گفت: ما مي توانيم نانوسيم هايي با قطر بيشتر توليد كنيم اما همه آنها داراي طول ۸۸۰ نانومتر مي باشند.
هنگامي كه از اين نانوسيم ها به عنوان الكترود استفاده شد رفتار مشابهي با نانوذرات Co3O4 توليد شده در دماي بالاي ۵۰۰ درجه سانتي گراد نشان دادند. اين گروه تحقيقاتي ويروس مورد نظر را با وارد كردن يك پپتيد متصل به طلا به درون بخشي از پروتئين هاي آن مجدداً اصلاح كردند. برهمكنش ويروس با ذرات طلاي ۵ نانومتري در محلول معلق قبل از برهمكنش اكسيد كبالت منجر به توليد نانوسيم هاي مركب حاوي نانوذرات اكسيد كبالت و طلا شد. نانوسيم هاي مركب ظرفيت ذخيره ليتيوم و برگشت پذيري بيشتري نسبت به نانوسيم هاي اكسيد كبالت خالص نشان دادند.
محققان با انجام اين مرحله قبل از مرحله رشد اكسيد كبالت بر روي ويروس، آرايش هاي سازمان يافته اي از نانوسيم ها با طول بيش از ۱۰ سانتيمتر ساختند.
|
||||
|
|
|
پزشکان بیمارستان یونیورسیتی کالج لندن می گویند حال نوزاد و مادرش خوب است. در جریان این آزمایش ها، جنین برای اطمینان از این که دارای ژن تغییر شکل داده BRCA1 نیست تحت نظر قرار گرفته بود . داشتن این ژن به این معنی است که 80 درصد خطر ابتلا به سرطان پستان برای شخص وجود دارد. زنان سه نسل خانواده مادر نوزاد مورد بحث، در فاصله سنین 20 تا 30 سالگی به سرطان پستان مبتلا شده بودند. پل سرهال، کارشناس باروری، که پدر و مادر این نوزاد را درمان کرده اطمینان می دهد که این نوزاد بعدا به نوع ژنتیک سرطان پستان یا سرطان تخمدان، مبتلا نخواهد شد و این خطر که پدر و مادر بیماری سرطان را به دخترشان انتقال دهند برطرف شده است. چنانچه این زوج دارای پسری می شدند، این خطر وجود داشت که وی حامل این ژن بوده و آن را به دختر خود منتقل کند. البته حامل ژن سرطان پستان بودن به این معنی نیست که شخص قطعا به این بیماری مبتلا خواهد شد و علاوه بر این شانس درمان این بیماری در مراحل اولیه، وجود دارد ولی زوج مورد بحث می خواستند ژن سرطان را از خانواده خود حذف کنند. پل سرهال، می گوید هدف اصلی تنها این نیست که مطمئن شویم یک نوزاد دارای ژن سرطان پستان نیست بلکه هدف این است که به انتقال این ژن از یک نسل به نسل دیگر پایان دهیم. ترتیب تشخیص وجود ژن مورد بحث در جنین این است که هنگامی که جنین تنها دارای 8 سلول است یعنی بیشتر از سه روز از عمر جنین نمی گذرد، و قبل از قرار دادن آن در رحم مادر، پزشکان یک سلول جنین را آزمایش می کنند. سپس آنان هر نوع خصوصیاتی در ژن را که ممکن است در آینده اشکال تولید کند، حذف می کنند. در حقیقت تشخیص ژنتیک، قبل از قرار دادن جنین در رحم مادر صورت می گیرد. این روش برای اطمینان از این که نوزاد بیماری هایی مانند فیبروز کیستی را به ارث نخواهد برد در گذشته به کار برده شده بود. ولی در سال 2006 اجازه داده شد که پزشکان برای تشخیص وجود ژن سرطان پستان در جنین نیز از این روش که به آزمایش جنین قبل از قرار دادن در رحم مادر مربوط می شود استفاده کنند. پرفسور پیتر براود، مسئول مرکز تحقیقات ژنتیک جنین، در یکی از بیمارستان های لندن گفت تصمیم آزمایش ژن جنین قبل از قرار دادن در رحم مادر، پس از مشورت های زیاد با مشاوران ژن شناسی و کلینیک هایی که این خدمات را ارائه می دهند گرفته می شود و باید در نظر داشت که استفاده از این روش برای تمام کسانی که ژن سرطان سینه در خانواده شان وجود دارد و هنگامی که احتمال موفقیت لقاح مصنوعی کم است مناسب نیست. |
|
|
توانایی ساختن چیزهایی در مقیاس اتم و با آرایش دوبارهی مواد، تا آنها را با دقت ملکولی داشته باشند در واقع علم نانو بسترهای لازم برای کارکردن در مقیاسهای اتمی و ملکولی، دخل و تصرف در چگونگی آرایش اتمها و ملکولها و ساخت سیستمها و دستگاههایی در مقیاسهای بسیار کوچک است.
نانوتکنولوژی را میتوان به سه دسته طبقهبندی کرد:
۱) نانوتکنولوژی مرطوب
۲) نانوتکنولوژی خشک
۳) نانوتکنولوژی محاسبهیی
در این میان نانوتکنولوژی مرطوب حوزهی فعالیت تحقیقات نانو در زمینهی پزشکی، دارویی و علوم زیستی است. این شاخه به بررسی سیستمهای زیست محیطی پرداخته و در مقیاس نانومتری ساختمان مواد ژنتیکی، غشاها و سایر ترکیبات سلولی را مورد بررسی قرار میدهد. در دنیای امروز که نقشهبرداری از DNA امکان پذیر شده است و با استفاده از علم نانو میتوان به شناسایی، نشانهگذاری و حتی حرکت دادن ژنها دست یافت و همچنین توسط آن میتوان به کمک فهم استعداد ژنتیکی، افراد مستعد را شناخت و تواناییهای آنها را باور نمود و نیز میتوان بسیاری از بیماریهای ژنتیکی و سلولهای سرطانی را شناخت و بسیاری از آنها را اصلاح و کنترل نمود و از انتقال این بیماریها به نسلهای آینده جلوگیری کرد.
در همین زمینه پژوهشگران مؤسسه فناوری ماساچوست موفق به طراحی روش کنترل امواج رادیویی DNA شدند. در این روش میتوان بااستفاده از امواج رادیویی با مولکولهای DNA ارتباط برقرار کرد. آنها موفق به نصب آنتن رادیویی روی DNA شدند، به طوری که مولکول DNA با انتقال میدانهای مغناطیسی توسط فرکانس رادیویی به این آنتن، انرژی را دریافت و نسبت به آن پاسخ میدهد، جنس آنتن از ترکیبات فلزی است اندازهی آن کمتر از ۱۰۰ اتم با طول ۱nm میباشد. همچنین پژوهشگران درصدد تولید و ساخت مواد زیستی جدید جهت انجام عملیات خاص در زمینهی داروسازی و تشخیص بیماری میباشند به طوری که با انجام فرآیند دیهیبریداسیون سعی دارند به یک DNA دو رشتهیی سیگنالی بفرستند تا رشتههایش را از هم بازکنند، آنها عکس این پدیده را نیز بدون آنکه تأثیری بر مولکول جانبی بگذارد انجام دادهاند. ازاین فناوری میتوان در تجویز دارو و یا تزریق دارو به یک زخم و فعال کردن آن توسط فرستادن یک پیغام رادیویی استفاده کرد.
با علم نانو میتوان شاهد تحولات شگرفی در حوزههای مختلف و به خصوص در حوزهی پزشکی در انتقال دارو، تشخیص بیماری و کنترل آنها بود تا بتوان بهترین درمان را انجام داد به گونهیی که با مصرف داروهای مورد نیاز دیگر نگران عوارض جانبی آنها روی اندامهای سالم نباشیم. همچنین با تشخیص سریع بیماریها میتوان از هزینههای سنگین درمانی که هر ساله دولتها برای انواع بیماریهای مزمن و پیشرفته صرف میکنند پیشگیری نمود. امروزه با بهکارگیری بیولوژی ملکولی، فیزیک و مهندسی مواد، درهای تازهیی از لحاظ تندرستی به روی انسان بازشده است.
از مهمترین تأثیرات فناوری نانوبیوتکنولوژی در مراقبتهای بهداشتی درمانی است، مانند کاربرد آن در حیطههای مختلف داروسازی، پزشکی ژنتیک مولکولی، در ساخت اندامهای مصنوعی و مواد جدید سازگار بامحیط زیست که زمان نگهداری اندام مصنوعی را دو برابر میکند، توسعه بیوحسگرها و تکنولوژی تصویربرداری جدید در تشخیص به موقع سرطان و استفاده از نانوسیالات درآنالیز و تشخیص سریع بیماریها است. امروزه نانوبیولوتکنولوژی ممکن است با فرمولاسیون جدید داروها و مشخص کردن مسیرهای رهایی دارو در بدن، به ترشح مواد دارویی با دوز مورد نیاز در محلهای مورد نظر بپردازد و نیز داروهای جدید را به نقاطی از بدن که تاکنون غیر قابل دسترسی بودهاند انتقال دهد، در ژن درمانی نیز با استفاده از داروهای نانو ذرات میتوان سلولهای مورد نظر را هدفگیری کرد و اسیدهای نوکلئیک را به هر جا که لازم باشد رساند و از جدیدترین محصولات ساخته شده با این فناوری میتوان به محصولاتی در ورزش (چوب بیسبال ساخته شده براساس نانولولهی کربنی)، صنایع غذایی (آدامس با طعم شکلات، روغن فعال canola) و آرایشی (کرم صورت) و پوشاک (لباس عرقگیر ضد رطوبت، جوراب محاظ سرما) اشاره کرد. این فناوری در آینده به ما خدماتی در زمینهی تهیهی لباسهای کنترل کنندهی علائم حیاتی بدن، تنظیم کنندهی حرارت عادی مورد نیاز بدن و سازگار با شرایط آب و هوایی را ارایه خواهد داد. همچنین محققان به دنبال ساخت ماشینهای کوچک مولکولی هستند.این ماشینهای بسیار ریز میتوانند به عنوان ترمیم کننده عمل کرده وبه گونهیی بسیاردقیق، فعالیتهای خود را انجام دهند. آنها میتوانند با میکروبها و ویروسهای بیماریزا مقابله و از هر گونه آسیب به سایر بافتهای سالم بدن اجتناب نمایند.
مطلب آخر این که انقلاب فناوری نانو با سرعت هرچه تمامتر روبه پیش است و توانایی بشر برای کنترل دنیا در مقیاس اتم و ملکولها به نقطهی بحرانی رسیده و این فناوری تمامی ابعاد زندگی بشر را تحت تأثیر قرار خواهد داد، امید است در آیندهی نه چندان دور بتوان از این فناوری در جهت بهبودی بیماریهای لاعلاج و ارتقای بهداشت محیط و کیفیت زندگی بهره جست.
منبع :اینترنت
| |||
|
اعلان موفقيت محققان در كرهي جنوبي در همانندسازي اولين رويان (تخم) انساني، دوباره اخلاق زيستي (bioethics) را به مركز توجه سياستهاي ملي كشانده است. چند سال پيش دانشمندان آمريكايي مركز تكنولوژي سلولي پيشرفته ادعا كرده بودند كه اين اعجاز را به انجام رساندهاند ـ اولين سلولهاي همانندسازي شدهي انساني. اما تاكنون اين ادعا مورد سؤال و ترديد بوده است و روياني كه به اصطلاح به روش همانندسازي توليد كرده بودند، تنها به اندازهي چند تقسيم سلولي زنده مانده بود. اين داستان مطرح شد و گذشت و بحث همانندسازي كه دوباره در مجمع كنگره مطرح شد، از سال 2001 تاكنون حتي به اندازهي يك اينچ هم تغيير نكرده است: مجلس دوباره لايحهي توقف توليد رويانهاي همانندسازي شده را تصويب كرده است، رياست جمهوري از آن حمايت ميكند و سنا رأي نداده است. اكنون به نظر ميرسد كه عصر همانندسازي انسان ما را فراگرفته است. آنچه كه دانشمندان دانشگاه ملي سئول به آن دست يافتهاند، از نظر علمي، اخلاقي و انساني موضوعي حساس و حياتي است. آنها 30 رويان همانندسازي شدهي انساني را كشت كردند و تا مرحلهي بلاستوسيت رساندند ـ اين مرحله، مرحلهاي است كه ميتوان روياني را داخل رحم زني قرار داد تا به نوزاد تبديل شود يا آن كه براي به دست آوردن سلولهاي بنيادي، آن را در آزمايشگاه از هم گسست. از اينها مهمتر اين كه به نظر ميرسد آنها به تكنيكي تسلط يافتهاند كه ميتواند در سراسر جهان تكرار شود. همچنان كه يكي از دانشمندان آمريكايي با شور و احساس گفته است، اين دانشمندان «كتاب آشپزي»اي را نوشتهاند كه ديگران هم ميتوانند از آن بهره بگيرند. اگر مقالهي اصلي را كه در مجلهي دانشمند چاپ شده بود بخوانيد به گونهاي خاطرهانگيز «اتاق تعويض ظرف» دنياي قشنگ نوي آلدوس هاكسلي برايتان تداعي ميشود، روشمند، دقيق و بيپروا در استفادهاش از زن به عنوان كارخانهي توليد تخمك رويان انساني همچون مواد خام. در آزمايشهاي كرهي جنوبي، 242 تخمك از 16 زن برداشت شد، 14 «پروتكل» همانندسازي مورد بررسي قرار گرفت، 30 رويان كشف شد و تا مرحلهي صدسلولي رسيدند و همهي آنها را خراب كردند تا يك خط سلول بنيادي به دست آورند. سؤال اين است كه آيا هنوز كنگره و مردم از چنين پيشرفتهايي به خود ميلرزند؟ يا حتي باور ميكنند كه ما ميتوانيم خرد و دانش پيشرفت را با چنين تحقيقاتي سبك سنگين كنيم، پيش از آن كه اين پيشرفت به عملي انجام شده بدل شود: آيا ما خواهيم توانست بر خود تسلط داشته باشيم؟ يا آن كه به هر جايي كه علم ما را ميبرد ميرويم؟ آيا پروژهي بزرگي را براي برداشت رويان و همانندسازي انسان پيش ميبريم يا مرزهايي اخلاقي در اين ميان قرار خواهيم داد؟ آيا اضطراب و هراسهاي تكنولوژيك را به خاطر آنچه كه هستند ميبينيم يا آن كه به همه چيز عادت خواهيم كرد؟ البته انگيزهها و محركهايي كه باعث ميشوند به چنين تحقيقاتي وارد شويم تحسينآميز و يا ترحمآميز هستند. هيچ كس نسبت به ترس از بيماريهاي بشر بياطلاع نيست و مخالفان جدي پروژههاي همانندسازي هرگز پتانسيل علمي و ارزش پزشكي اين پروژهها را كاملاً نفي نميكنند (هر چند ميدانيم كه دربارهي مزيتهاي اين طرح همواره غلو ميشود). اما چنان كه پل رمزي ميگويد: «تاريخ اخلاقي بشر از تاريخ پزشكياش بسيار مهمتر است». در جستوجوي سلامتي، گذشتن از هر مرز و محدودهاي را توجيه نميكند ـ مرزهايي چون به وجود آوردن انساني نوپا صرفاً براي استفاده به عنوان منبعي از سلول ـ شايد آزمايشهاي انجام شده در كرهي جنوبي مقدمات توليد كودكان همانندسازي شده را فراهم آورده باشند ـ براي دنيايي كه در آن رابطهي ميان والدين و فرزندان شكل خود را از دست داده، در جايي كه زنان ميتوانند كپيهاي ژنتيكي خود را به دنيا بياورند، جايي كه كودكان ميتوانند قدم به دنيا بگذارند بدون آن كه روندهاي طبيعي را پيموده باشند و رهسپار آيندهاي آزاد شوند كه حق طبيعي هر كودكي است. اما در حالي كه سرمايهگذاري بر روي پروژههاي همانندسازي بسيار بالا است، سياستها همچنان خارج از كنترل و دستخوش حوادث هستند. همه چيز به آنچه كه در سنا اتفاق ميافتد بستگي دارد. بنبستي كه سنا گرفتارش شده جدالي است ميان دو لايحهي رقيب: لايحهي براون بك كه در صورت تصويب همانندسازي انسان را كه شامل به وجود آوردن رويانهاي انساني همانندسازي است متوقف خواهد كرد. لايحهي هچ فاينستاين كه آشكارا توليد رويانهاي انساني همانندسازي شده را تأييد و تبليغ ميكند اما كاگست اين رويانها را به منظور بارداري زنان نميخواهد. در واقعيت اين انتخابي اشتباه است. لايحهي هچ فاينستاين هيچ شانسي براي تصويب در مجلس ندارد. اين لايحه از نظر سياسي هرگز موفقيتي نخواهد داشت و در واقع از ابتداي مطرح شدناش بسته شده است. به اين ترتيب پرسشي كه براي حاميان اين لايحه يا تحقيقات بر روي رويانهاي همانندسازي شده ـ كه اكثر دموكراتها هستند ـ پيش ميآيد اين است كه: آيا آنها [مجلس] ميخواهند تصويب طرح توقف همانندسازي انسان را به تعويق بياندازد تا اطمينان دهند محققان هنوز ميتوانند بر روي اين پروژهها كار كنند؟ آيا ميخواهند منبع ديگري از خط توليد سلولهاي بنيادي را حفظ كنند؟ از دههي 1960 ناظران هوشيار در زمينهي بيوتكنولوژي مدرن هشدار دادند كه اين روز خيلي زود فرا خواهد رسيد ـ زماني فرا خواهد رسيد كه ما مجبور ميشويم تصميم بگيريم تا چه حد ميخواهيم قلمرو تسلط انسان را بر توليدات انساني و قلمرو منابع طبيعي گسترش دهيم تا زندگي بشر را از آغاز اولين مراحل رشدش هم دربربگيرد. اكنون، در اين لحظه اين روز بر ما مستولي شده است تا تصميمي خطير بگيريم. تصميمي كه اتخاذ ميكنيم حرفهاي زيادي دربارهي ملت آمريكا و تمدن و پيشرفت آمريكايي خواهد گفت همان طور كه از ظرفيتمان در لذت بردن از موهبتهاي پزشكي مدرن، بدون آن كه به بربرهاي با تكنولوژي برتر تبديل شويم سخن خواهد گفت. |
| |||
|
هيچگاه بشر در طول تاريخ تا اين حد در برابر فرصتها، چالشها و مخاطرات تكنولوژيكي و اقتصادي در شرف وقوع، مستأصل و درمانده نبوده است. مسير زندگي ما احتمالاً در چند دهه آينده شاهد دگرگونيها و تغييراتي اساسي خواهد بود، تغييراتي كه وسعت و گسترهي آن بيش از همه تغييراتي است كه در هزار سال گذشته به وقوع پيوسته است. تا سال 2025، ما و فرزندانمان ممكن است در دنيايي زندگي كنيم كه كاملاً با هر آنچه كه بشر در گذشته تجربه كرده متفاوت باشد. در مدتي كوتاه، شايد تنها با گذشت يك نسل، تعريف ما از حيات و تلقي ما از مفهوم زندگي به نحوي اساسي تغيير پيدا خواهد كرد. تصورات و عقايدي كه براي مدتهاي طولاني دربارهي طبيعت ابراز شده، از جملهي «طبيعت و سرشت» انسانيمان مورد تجديدنظر قرار گرفته ميشود. بسياري از آداب و رسوم كهن در مورد رفتارهاي جنسي، توليد مثل، تولد و نقش والدين تا ميزان قابل توجهي به فراموشي سپرده خواهد شد. نه تنها ايدههايي چون دموكراسي و برابري احتمالاً شكل و تعبيري تازه به خود خواهد گرفت، بلكه نگاه ما به تعابيري همچون اختيار و پيشرفت نيز به همين وضع گرفتار ميشود. مفهوم و تلقي واقعي ما از خويشتن و جامعه تغيير پيدا ميكند و وضعيتي همچون حال و هواي دورهاي كه رنسانس، اروپاي قرون وسطي را بيش از هفتصد سال پيش در نورديد بر حاكم خواهد شد. نيروهاي همسوي بسياري با يكديگر متحد ميشوند تا اين روند اجتماعي نوين و نيرومند را خلق كنند. در كانون اين حركت، تحول تكنولوژيكياي وجود دارد كه در تمام طول تاريخ از لحاظ قدرت نوسازي ما، نهادهاي بشري و دنياييمان بيمانند بوده است. دانشمندان هم اينك در پي آنند تا حيات را در سطح ژنتيكي بازسازي نمايند. ابزار جديد بيولوژي، فرصتهايي را براي شكل بخشيدن به حيات روي زمين به نحوي ديگر فراهم ميسازد و اين در حالي است كه بشر در طول هزارهي گذشته تنها انتخابهايي محدود و بازدارنده پيش روي خود داشته است. در برابر ديدگان ما، منظرهاي جديد و ناشناخته وجود دارد كه چشمانداز آن در هزاران آزمايشگاه دانشگاهي، آژانسهاي دولتي و شركتهاي مختلف در سراسر جهان طراحي شده است. اگر ادعاهايي كه تاكنون در مورد اين دانش نوين به عمل آمده، تنها تا حدي هم تحقق يابد، عواقب پيش روي جامعه و نسلهاي آينده احتمالاً بسيار عظيم و گسترده خواهد بود. در آينده شاهد آن خواهيم بود كه معدودي از شركتهاي بينالمللي، مؤسسههاي تحقيقاتي و دولتها، حق انحصاري تقريباً صد هزار ژني را كه تشكيلدهندهي طرح ژنتيك انسان ميباشند و نيز حق انحصاري سلولها، اندامها و بافتهاي تشكيلدهندهي بدن انسان را در اختيار خواهند گرفت. همچنين اين مؤسسات احتمالاً عهدهدار حقوق انحصاري مشابهي براي دهها هزار موجود ذرهبيني، گياهان و حيواناتي ميشوند كه در صورت حصول چنين شرايطي، اين شركتها به قدرتي بيسابقه دست خواهند يافت، به نحوي كه ميتوانند شرايط دلخواه خود را بر زندگي ما و نسلهاي بعدي تحميل كنند. نظام كشاورزي حاكم، خود را در جريان انتقال عظيم در تاريخ جهان خواهد يافت كه در اين گذر، حجم زيادي از گياهان خوراكي و ليفي به شكل كشت بافتي در آزمايشگاه ما رشد خواهند كرد كه هزينهي كشت آنها تنها معادل كسري از كشت اين گونههاي مهم در زمينهاي زراعي خواهد بود. تغيير نحوهي كشت طبيعي به كشت در محيطهاي آزمايشگاهي و مصنوعي، خبر از وقوع نابودي عصر كشاورزي ميدهد كه از حدود ده هزار سال پيش و يا به عبارتي از زمان تحول نوسنگي تا «انقلاب سبز» يعني تا نيمهي قرن بيستم ادامه داشته است. هنگامي كه نظام نوين كشاورزي به معناي هزينههاي كمتر و محصول غذايي بيشتر ميباشد، ميليونها كشاورز چه در جوامع پيشرفته و چه در جوامع در حال رشد، زمينها و مزارع خود را ترك كرده كه نتيجهي آن هرج و مرج اجتماعي بزرگي در تاريخ جهان خواهد بود. دهها هزار باكتري و ويروس جديد و گياهان و حيوانات با ژنهاي پيوندي با اهداف اقتصادي از «زيستدرماني» گرفته تا توليد سوختهاي جايگزين، در اكوسيستم زمين رها خواهند شد كه رها شدن برخي از اين گونهها، ميتواند به بروز هرج و مرج و خساراتي در زيست كرهي اين سيارهي خاكي بينجامد كه پيامد آن اشاعهي آلودگي ژنتيكي مختلكننده و حتي ويرانگري در سراسر جهان خواهد بود. استفادههاي نظامي از فناوريهاي نوين ميتواند به همين ميزان تأثيري مخرب بر كره زمين و ساكنان آن داشته باشد. استفاده از اين گونه سلاحهاي بيولوژيكي ميتواند به تهديدي جدي براي امنيت جهان در قرن آينده مبدل شود، تهديدي همچون تهديد تسليحات هستهاي كه در حال حاضر تهديدي جدي براي جهان كنوني است. در اين قرن جديد، توليد آزمايشگاهي و كلوني انسان و حيوان رواج پيدا خواهد كرد و براي نخستين بار، همانندسازي در طول تاريخ، جايگزيني براي زاد و ولد طبيعي خواهد شد. حيوانات كلوني كه طبق سفارش ساخته و به صورت انبوه توليد ميشوند، ميتوانند در قالب كارخانههايي شيميايي مورد استفاده قرار گيرند، بدين نحو كه ميتوان در خون و شير آنها مقادير زيادي از مواد شيميايي و داروهاي با مصارف انساني را با بهايي اندك و به شكل پنهاني توليد نمود. به علاوه، در چنين عصري شاهد توليد انواع حيوانات جديد شيمري در روي زمين خواهيم بود كه از آن جمله ميتوان به گونههاي پيوندي انسان و حيوان اشاره كرد. به عنوان مثال گونه جانداري كه نيمي از آن انسان و نيم ديگر آن شامپانزه باشد، در چنين عصري به يك واقعيت مبدل خواهد شد. اين گونههاي پيوندي انسان و حيوان نه تنها به ميزان وسيعي به عنوان نمونههاي آزمايشگاهي در تحقيقات پزشكي مورد استفاده قرار خواهند گرفت، بلكه به «اهداكنندگان عضو» در پيوندهاي اعضا مبدل ميشوند. توليد مصنوعي و تكثير جانداران آزمايشگاهي، شيمرها و حيوانات پيوندي به معناي پايان حيات وحش و جايگزين شدن جهان «صنعتي ـ زيستي» خواهد بود. برخي والدين ممكن است بخواهند آبستني فرزندانشان در لولههاي آزمايشگاهي صورت پذيرد و دورهي جنينيشان نيز در رحمهاي مصنوعي و خارج از بدن مادر گذرانده شود تا از يك سو از مشكلات و ناخوشاينديهاي دورهي حاملگي رهايي يابند و از سوي ديگر محيطي امن و آشكار فراهم آورند تا بتوانند رشد كودك متولد نشدهي خود را كنترل نمايند. در چنين شرايطي است كه ميتوان تغييرات ژنتيكي را بر روي جنين اعمال نموده و بيماريها و اختلافات مهلك را رفع و ويژگيهاي روحي، اخلاقي، هوشي و فيزيكي جنين را تقويت نمود. والدين قادر خواهند بود تا ويژگيهاي فرزندانشان را خود انتخاب نموده و بدين وسيله به شكلي اساسي، تلقي واقعي از نقش پدر و مادري را تغيير دهند. اين كودكان طبق سفارش ساخته شده، ميتوانند زمينهساز ظهور تمدن بهنژادي در اين قرن شوند. ميليونها نفر از مردم ميتوانند «بازخواني» ژنتيكي جامعي از خود در اختيار داشته باشند كه اين امر اين امكان را براي آنها فراهم ميآورد تا آينده بيولوژيكي خود را مورد بررسي قرار دهند. اين اطلاعات ژنتيكي، به مردم اين توان را ميبخشد تا وضعيت آينده زندگي خود را با استفاده از شيوههايي كه تا پيش از اين ممكن نبوده است، پيشبيني و طراحي نمايند. در صورت تحقق اين مسأله، مدارس و مراكز آموزشي، كارفرمايان، شركتهاي بيمه و دولتها از اين اطلاعات ژنتيكي استفاده ميكنند تا بتوانند در تعيين روند آتي تحصيل، چشماندازهاي كاري، تعيين حق بيمه و نيز در تعيين مجوزهاي امنيتي براي افراد استفادهي مطلوب نمايند كه اين امر به تبعيض جدي و خطرناكي ميانجامد كه در واقع بر پايه تصوير و نماي ژنتيكي افراد بنا نهاده شده است. مفاهيمي چون «جامعهپذيري» و «برابري» دگرگون خواهند شد. شايستهسالاري جاي خود را به زنسالاري خواهد داد و علاوه بر افراد، گروههاي قومي و نژادي نيز به طور فزايندهاي بر اساس «نوع معرف» يا «گونه ژنتيكي» خود طبقهبندي ميشوند كه اين امر، زمينه ظهور نظام طبقاتي بيولوژيكي غيررسمياي را در كشورهاي سراسر جهان هموار ميسازد. قرن بيوتكنولوژي اكثر اين تغييرات و حتي مواردي بيش از اين پيشبينيها را به زندگي روزمرهي ما وارد خواهد نمود و عميقاً خودآگاهي فردي و جمعي آينده تمدن ما نيز و زيست كره را تحت تأثير قرار خواهد داد. از سويي، نگريستن به مزايا و مخاطرات اين مرز غايي تكنولوژي جالب و از سوي ديگر تعمق دربارهي آن مخوف و ترسناك است. هنوز هم به رغم ظرفيتهاي مخوف و طبيعت شوم اين تحول خارقالعادهي تكنولوژيكي، توجه مردم بيشتر به تحول عظيم ديگر قرن بيست و يكم يعني انقلاب در عرصهي كامپيوتر و مخابرات معطوف شده است كه البته اين تحول نيز در شرف تغييراتي است. پس از گذشت بيش از چهل سال حركت در مسيرهاي موازي و دوشادوش يكديگر، هماينك اطلاعات و علوم حياتي در حال پيوند خوردن با يكديگر ميباشند تا نيروي اقتصادي و تكنولوژيكي واحدي را شكل دهند. امروزه از كامپيوتر در مقياس وسيع در جهت رمزگشايي، اداره و نظم بخشيدن به اطلاعات عظيم ژنتيكياي كه به منزلهي منابع خام اقتصاد در حال تكوين بيوتكنولوژي است استفاده ميشود. دانشمنداني كه در عرصهي جديد بيوانفورماتيك به فعاليت مشغولند، انتقال اطلاعات ژنتيكي حاصل از ميليونها سال تكامل را پيشه خود ساخته تا بدين وسيله نوع جديد و نيرومندي از «بانك اطلاعات بيوتكنولوژي» را به وجود آورند. محققان از اين اطلاعات غني جمعآوري شده به منظور نوساختن جهان طبيعي بهرهبرداري ميكنند. پيوند رايانه و ژنها براي هميشه واقعيتهاي بشريت را در ژرفترين سطح تجربهي بشري تغيير ميدهد. به منظور درك چنين جنايتي كه در عرصه تمدن بشري در حال وقوع است، مهمترين مسأله آن است تا گامي به عقب برداشته و فهمي بهتر از طبيعت واقعياي كه خود محصول تغييرات متعددي بوده و هم اينك نيز در حول و حوش ما در حال تغيير است، به دست آوريم و بدين نحو است كه ميتوانيم اين دورهي پرمخاطره را پشت سر گذاشته و با دركي مناسب وارد قرن جديد شويم. ما هم اينك در گير و دار يكي از عظيمترين تحولات در تاريخ جهان هستيم. در پيش روي ما گذر از يك دوران عظيم اقتصادي و ظهور و بروز آلام و گرفتاريهايي ديگر قرار دارد. |
شبيه سازى يا استنساخ(1) كه به آن كلونينگ (2) گفته مى شود، از كلمه يونانى كلون (Clon) به معنى قلمه زدن، جوانه زدن و تكثير كردن گرفته شده است و كلونينگ هم عبارت است از بريدن و تكثر كردن. شباهت شبيه سازى با قلمه زدن در اين است كه در هر دو روش، عمل توليد مثل، بدون انجام لقاح انجام مى گيرد. در قلمه زدن، شاخه يا ريشه اى را از درخت جدا كرده و در جاى ديگر مى كارند و بعد از مدتى اين شاخه يا ريشه، ريشه دوانده و مواد غذايى خود را از خاك مى گيرد و رشد مى كند.(3) در عمل شبيه سازى هم، بدون عمل لقاح توليد مثل مى گردد كه توضيح اين مطلب خواهد آمد.
در علم زيست شناسى، كلونينگ عبارت است از تولد موجود زنده بدون آميزش جنسى. هر يك از موجودات جديد راكلون مى گويند. كلونها از نظر ژنتيكى (وراثت) شبيه هم هستند و اگر تعداد آنها زياد باشد، تشكيل كولونى (colony) مى دهند. كولونى عبارت است از گروهى از ارگانيسم ها و يا گروهى از سلولها كه از يك ارگانيسم واحد بدون آميزش جنسى تكثير يافته باشند و به زبان ساده كلونينگ عبارت است از كلون سازى؛ يعنى مشابه سازى يا دو قلو و چند قلوسازى موجود زنده بدون آميزش جنسى.(4)
روش های شبیه سازی
عمل شبيه سازى معمولاً به دو روش انجام مى گيرد(5):
1ـ سلول تخم (كه تركيبى از سلولهاى نر و ماده مى باشد) را در مرحله تقسيم به دو سلول، از هم جدا مى كنند؛ در نتيجه، دو انسان كاملاً شبيه به هم توليد خواهند شد. اولين بار شبيه سازى، به اين طريق صورت گرفت.
شايان ذكر است كه نوزادان شبيه سازى با اين روش با دوقلوهاى طبيعى تفاوت دارند؛ زيرا دوقلوها نتيجه تركيب دو سلول نر با دو سلول ماده اند و كاملاً جدا از هم و با خصوصيات ژنتيكى متفاوت از هم، توليد مى شوند؛ در حالى كه در شبيه سازى به روش ياد شده، يك سلول نر با يك سلول ماده تركيب شده اند و پس از تركيب، در مرحله تكثير سلولها را از هم جدا مى كنند؛ در نتيجه، دو فرد كاملاً شبيه به هم توليد مى شوند.
2ـ ابتدا هسته يك تخمك از يك جنس را بيرون آورده، سپس يك سلول از يك عضو (مثلاً پوست) را داخل تخمك مذكور قرار داده، سپس تخمك مذكور را در جايى جاسازى كرده و پس از انجام عملياتهاى ديگر نظير تأمين كلسيم براى تخمك و... تخمك بارور شده و شخص مشابه، به وجود مى آيد. به عبارت ديگر، در اين روش به جاى استفاده از يك سلول نر و يك سلول ماده و ايجاد يك موجود ديگر، هر دو سلول را از يك جنس كه عمدتا جنس ماده است انتخاب مى كنند. بنابراين، آن شخصى كه سلول را از وى گرفته اند، با موجودى كه كلون (شبيه سازى) شده، صد در صد به يكديگر شبيه هستند. اين شباهت در همه صفات ظاهرى و باطنى، عواطف، احساسات و ساير موارد به چشم مى خورد.(6)
شايد اشكال شود كه در دو قلوها هم وضع بدين صورت است. در جواب بايد گفت اولاً در دوقلوها شباهت صددرصد وجود ندارد. ثانيا توليد مثل، ناشى از انجام عمل لقاح است كه در شبيه سازى چنين نيست.
نكته شايان توجه، اين است كه شبيه سازى، به دو هدف انجام مى گيرد: ايجاد انسان كامل؛ ايجاد اندامهاى مختلف بدن انسان (شبيه سازى درمانى)(7) تحقق هدف دوم بدين صورت است كه هر سلول بالقوه، توان تبديل به همه سلولهاى اعضا را دارد، پس مى توان در آزمايشگاه، رشد را متوقف كرد و فقط به يك سلول خاص مثلاً قلب، عصب يا كليه و... اجازه رشد داد. سلولهاى بنيادى كه توان تبديل شدن به اعضاى مختلف را دارند، در آزمايشگاه، براى توليد يك عضو خاص استفاده مى شوند.
در مورد اول به دليل پيامدهاى منفى اختلاف نظرها و مخالفتهاى زيادى وجود دارد كه در مطالب آتى مطرح خواهيم كرد ولى در مورد شبيه سازى درمانى اختلاف نظر وجود ندارد و حتى به دليل كارايى پزشكى و فوايد مهم آن در درمان بيماريهاى مزمن از آن استقبال نيز شده است.(8)
البته شبيه سازى درمانى به اين معنا نيست كه انسانى را توليد و آن را قطعه قطعه كنند و قطعات بدنش را به انسان ديگرى پيوند بزنند. اين كار، جايز نيست؛ چرا كه انسان شبيه سازى شده هم، حق حيات دارد و كشتن انسانها ممنوع است.
تاريخچه شبيه سازى
تاريخچه شبيه سازى به دهه سوم از قرن بيستم بر مى گردد كه اولين بار در مورد گياهان صورت پذيرفت. با اين روش، سلول گياهى را بارور كردند اما موفق به شبيه سازى نشدند. در سال 1960 نباتات را شبيه سازى مى كردند. در سال 1993، اين كار را در مورد حيوان انجام دادند و از اين راه، در ايتاليا موفق شدند گوساله هايى را توليد كنند كه گرچه كاملاً شبيه به گاوى نبودند كه از سلول پستان آن، كلون شده بودند، اما شباهت بسيار زيادى به آن داشتند. سپس در سال 1997 پرفسور ويلموت و همكارانش اين فناورى را در همانندسازى گوسفند در مؤسسه رازلين در كشور اسكاتلند به كار گرفتند و پس از 200 تجربه ناموفق، سرانجام موفق به توليد بره اى به نام «دالّى»(9) شدند. بعدها اين روش بر روى پستانداران ديگر نظير ميمون و گربه نيز انجام شد.(10) سرانجام در سال 2002، دكتر بريژيت بواسيله (Brigitte Boisselier) مدير شركت آمريكايى كلونايد (colonaid) تولد نخستين انسان شبيه سازى شده را اعلام كرد. اين نوزاد دختر با استفاده از سلول پوست تن زن آمريكايى 31 ساله به وجود آمده و در روز 27 دسامبر 2002 با زايمان سزارين متولد شده است. كودك متولد شده را «حوا» نام گذاشتند. اين كودك هنگام تولد سه كيلو و دويست گرم وزن داشت.(11) اين بحث به طور عينى و عملى در همين يك مورد تحقق يافته است اما تولد فرزندان ديگرى نيز به روش شبيه سازى محال نيست.
محاسن و معايب شبيه سازى
براى شبيه سازى، فايده ها و ضررهايى توسط موافقان و مخالفان اين طرح ارائه شده است، كه به صورت مختصر، يادآور مى شويم:
محاسن
ـ پيوند عضو انسان شبيه سازى شده به كسى كه از او شبيه سازى شده است، براى طولانى كردن مدت عمر شخص اصلى (ايجاد اندام يدكى).
ـ تداعى و ايجاد خاطره براى بازماندگان شخص اصلى كه فوت كرده است.
ـ مى توان جفتهاى نازا را صاحب فرزند داراى ژنهاى مادرى يا پدرى نمود.
ـ با به كارگيرى درست فناورى كلونينگ مى توان فعاليت سلولهاى آسيب ديده را با تكثير سلولهاى جديد و جايگزين كردن آنها تجديد كرد.
ـ به وجود آوردن انسانهاى سالم براى جبران خطرهاى ناشى از بيماريهاى ارثى نهفته در برخى تركيبهاى جنسى.
ـ تنظيم جنس كودكان و انسانها در آينده.
ـ ساير فوائدى كه ذكر كرده اند.
معايب
ـ رواج برده دارى: با شيوع اين پديده ممكن است افرادى با سوء استفاده از آن شيوه و خريد و فروش چنين انسانهايى، برده دارى را رواج دهند.
ـ مغايرت با قانون ازدواج: عمل توالد بايد از راه زناشويى انجام پذيرد؛ نه از راه هاى ديگر.
ـ ايجاد كلون افراد خشن و بى عاطفه: اين امكان همواره وجود دارد كه شبيه سازان، از جنايتكاران و افراد نادرست جامعه استفاده كنند و امثال هيتلر را به وجود بياورند.
ـ شناخته شدن فرد شبيه سازى شده به عنوان شهروند درجه دوم.
ـ شيوع قاچاق و تجارت اعضاى بدن انسان با رواج شبيه سازى انسان: اگر از توليد اينگونه انسانها جلوگيرى نشود، دامنه فعاليت قاچاقچيان انسان از كنترل خارج خواهد شد و هر روز هزاران بچه همانندسازى شده، به منظور تهيه اعضا و قطعات قابل پيوند به بدن ديگران، به وجود خواهند آمد.
ـ مغايرت با اصل تنوع خلقت: شبيه سازى انسان، در نهايت به توليد و ترجيح نسلى خاص (نژاد برتر) و انقراض گونه هاى ديگر بشر مى انجامد.
ـ ايجاد جامعه بى هويت، چرا كه اين افراد فاقد هويت خانوادگى هستند؛ در نتيجه جامعه بى هويت ايجاد خواهد شد.
ـ ايجاد عوارض عاطفى و روانى در فرد شبيه سازى شده: از آنجا كه چنين فردى پدر مشخصى ندارد به كمبودهاى عاطفى و ناراحتيهاى روانى دچار شده و سرافكندگى و اندوه جانكاهى را تحمل مى كند و نيز چون مى داند كه نسخه اصلش كه قبل از وى به دنيا آمده، در اثر بيمارى ارثى فوت نموده است، مسلما از نظر روانى، رفتار بهنجارى نخواهد داشت؛ زيرا دقيقا زمان مرگ خود را مى داند.
ـ معايب ديگرى نيز برشمرده اند.
شبيه سازى از ديدگاه فقه
الف) ديدگاه علماى شيعه
مراجع عظام فعلى، شبيه سازى حيوانات را بالاتفاق جايز مى دانند ولى در مورد شبيه سازى انسانها آراى مختلفى دارند. ابتدا سؤال و جواب علما در مورد شبيه سازى حيوان را نقل مى كنيم.
مراجع عظام در پاسخ به سؤال «آيا مشابه سازى حيوان زنده توسط تكثير سلولهاى وى (كلوناژ) جايز است؟ (سلولى از حيوان زنده اخذ مى شود و با تكثير آن سلول، از طريق اطلاعات DNA، حيوانى با همان خصوصيات قبلى ايجاد مى كنند.)» چنين جواب دادند: (12)
آيت الله خامنه اى: اين كار فى نفسه اشكال ندارد.
آيت الله فاضل لنكرانى: دليلى بر حرمت اين عمل بر حسب عنوان اولى به نظر نرسيده است؛ گرچه بر حسب عناوين ثانويه اشكال دارد.
آيت الله بهجت: ظاهرا اشكالى به نظر نمى رسد.
آيت الله نورى همدانى: در غير انسان جايز است.
آيت الله مكارم شيرازى: اين كار در مورد حيوانات اشكالى ندارد ولى در مورد انسان جايز نيست.
آيت الله سيستانى: مانعى ندارد.
آيت الله صافى گلپايگانى: اگر مستلزم خلاف شرع نباشد بنفسه اشكال ندارد.
آيت الله موسوى اردبيلى: دليل قانع كننده اى بر حرمت چنين تحقيقات و آزمايشاتى وجود ندارد.
آيت الله صانعى: شبيه سازى حيوانات مانعى ندارد ولى نسبت به انسان حرام و معصيت و غيرجايز است.
اما در مورد شبيه سازى انسان، علما در پاسخ به سؤال «آيا مشابه سازى و تكثير انسان در آزمايشگاه و از طريق روشهاى پيشرفته علمى (كلوناژ) جايز است؟ (گرفتن سلول انسان و ايجاد انسانى با همان خصوصيات قبلى)» چنين جواب دادند: (13)
آيت الله فاضل لنكرانى: به عنوان اولى اشكال ندارد لكن اگر مفاسدى بر آن مترتب شود، به عنوان ثانوى جايز نيست.
آيت الله تبريزى: جايز نيست.
آيت الله مكارم شيرازى: اين كار جايز نيست و مفاسد زيادى دارد و اطلاعاتى كه اخيرا منتشر شده، نشان مى دهد كه كسانى كه از طريق شبيه سازى به وجود مى آيند، در معرض ناهنجاريهاى جسمى شديدى هستند مانند كمبود كليه ها و نيمى از مغز و امثال آن.
آيت الله سيستانى: فى حد ذاته مانعى ندارد.
آيت الله موسوى اردبيلى: گرچه شبيه سازى در مورد انسان تاكنون بر مرحله عمل نرسيده است و لكن دليل قوى و محكمى بر حرمت چنين تحقيقات و آزمايشاتى وجود ندارد.
آيت الله نورى همدانى: تحقق اين عمل معلوم نيست كه ممكن باشد و در صورت امكان، اگر با موازين اسلامى مخالف نباشد، اشكال ندارد.
برخی مسائل دیگر و پاسخ مراجع
«از آنجا كه در قرن بيستم شاهد رشد حيرت آور فناورى؛ خصوصا پيشرفتهايى در علم پزشكى حاصل شده است و يكى از آنها برآيندهاى مهم نوين، مهندسى ژنتيك و بدل سازى انسان (كلوناژ) مى باشد كه در علم وراثت مسائل مبهم و پيچيده اى پيدا شده است بفرماييد:
الف) اگر سلول جنسى در سردخانه براى مثلاً صد سال يا بيش از آن زنده نگاه داشته شود، سپس در رحم زنى كاشته و رويانده شود، آيا طفل ناشى از اين سلول پس از رشد و نمو و بلوغ مى تواند از بستگان و خويشان خود مطالبه ارث نمايد؟
ب) ممكن است با فناورى بدل سازى (كلوناژ)، چند نفر نسخه بدل يك اصل باشند. در صورتى كه جرمى ارتكاب شود از راه هاى اثر انگشت يا ديگر آثار جسمى يا علم قاضى اثبات شود يكى از اين افراد (اصل و فروع) مرتكب جرمند، كدام نسخه محاكمه و مجازات خواهد شد؟
ج) در صورتى كه دختر باكره اى با بهره گيرى از فناورى بدل سازى (كلوناژ) داراى فرزندى از سلول جنينى خود شود، در اين فرض آيا حامله شدن وى مشروع است؟ آيا فرزند به دنيا آمده نسخه بدل اوست يا همسانش يا دخترش؟
د) اگر خانواده اى نسخه اى از فرزندشان را در سردخانه نگهدارى كردند و پس از مرگ فرزندشان با فناورى بدل سازى (كلوناژ) نسخه بدل وى را در رحم مادر كاشتند و روياندند، در اين صورت آيا آفرينش انسانى براى هدفى كه به خاطر او مربوط نيست و نفعى نمى رساند، جايز است؟
ه) در صورتى كه فناورى بدل سازى (كلوناژ) به قدرى رشد كند كه مادران بتوانند با مشاهده فرجام فرزند پس از چند سال به كاتالوگهاى مختلف مراجعه و جنين را گزينش كنند (طفل ساليان رشد مى كند ولى نسخه هاى دست نخورده اش در سردخانه محفوظ مانده است.) چنين باردارى شرعا چه حكمى دارد؟»
جواب مراجع به اين سؤالها، به شرح زير است(14):
آيت الله مكارم شيرازى: الف) چنين نوزادى از كسى ارث نمى برد. ب) ديه در ميان آنها تقسيم مى شود. ج تا ه) اين عمل از نظر شرعى خالى از اشكال نيست و مفاسد زيادى بر آن مترتب مى شود. به همين جهت، حتى افرادى كه پايبند به دين و شريعت نيستند، به خاطر مفاسد اجتماعى آن به مخالفت با آن پرداخته اند.
آيت الله صافى گلپايگانى: اين موضوعات ظاهرا هنوز هم در دست تحقيق و تجربه است. اگر چه جواب على الفرض ممكن است ولى اولى اين است كه پس از تحقيق و تحقق كامل موضوع در خارج و ابتلا به آن، حكم آنها مورد سؤال واقع شود.
آيت الله بهجت: الف) وراثت نيست. ب) مثل ساير موارد اقامه بينه بر غير واحد و همچنين اقرار يا علم اجمالى است در احكام قصاص و ديه. ج) مانعى ندارد و به ولد اشبه است. د) مانعى ندارد. ه) از حيث تكليف، منعى بر آن ثابت نيست و از حيث صحت معامله، به نظاير آن مراجعه مى شود.
آيت الله سيستانى: الف) چنانچه تولد از منى شخص مذكور باشد، آن شخص پدر او محسوب مى شود و بستگان پدر، بستگان فرزند مى شوند. ب) در صورتى كه مشخص نشود، هيچ كدام مجازات نمى شوند. ج) مانعى ندارد. د) مانعى ندارد. ه) اشكالى ندارد.
همچنين آية الله معرفت(15) شبيه سازى انسان را فى نفسه حرام نمى داند ولى به حكم ثانوى، به دليل پيامدهاى منفى آن را حرام مى شمرد. همچنين آيت الله موسوى تبريزى(16) و آيت الله موسوى بجنوردى(17) شبيه سازى انسان را از نظر شرعى بلا مانع مى دانند. آيت الله سيد محمدحسين فضل الله(18) اصل شبيه سازى انسان را جايز مى داند و آن را «خلقت از عدم» نمى شمرد و نشانه اى بر قدرت انسان در كشف قوانين و نظامهايى مى داند كه خداوند در عالم خلقت گذاشته اند. البته ايشان هم، تكثير و رواج مسأله را جايز نمى داند و نيز در مورد اين كه جنين شبيه سازى شده را به قتل برسانند تا از اعضاى آن استفاده كنند حكم به حرمت داده است.
بر طبق آنچه نقل كرديم، اكثر علماى اسلامى اصل شبيه سازى انسان را جايز مى دانند ولى به حكم ثانوى به دليل مفاسدى كه در پى دارد جايز نمى شمرند.
ب) نظر علماى اهل سنت
هفته نامه المسلمون به نقل از ابن عثمين، عضو هيأت علماى سعودى مى نويسد: كمترين مجازات مبتكران بدل سازى با كلون كردن، بريدن دستان و پاهاى آنان مى باشد (مجازات مفسد فى الارض)؛ زيرا اين كار، بزرگترين فساد در زمين است.(19)
مجمع اسلامى الازهر كه بالاترين مرجع دينى اهل تسنن به شمار مى رود، شبيه سازى انسان را حرام اعلام كرده و يادآور شده است كه به هر وسيله اى كه شده، بايد جلوى آن را گرفت و در آخر نتيجه مى گيرد كه عمليات شبيه سازى انسان از لحاظ شرعى مثل اين است كه كسى شراب بسازد و يا از قانون علمى براى يك نتيجه مفسد استفاده كند.(20)
يوسف القرضاوى، مفتى مصر و مقيم قطر، به شدت شبيه سازى را محكوم و آن را مغاير با اختلاف و تنوع در خلقت همچنين قانون ازدواج دانست.(21)
اتحاديه عرب و سازمان كنفرانس اسلامى اخيرا با صدور بيانيه اى مخالفت صريح خود را با پروژه شبيه سازى اعلام كردند. «مجمع بررسيهاى اسلامى» كسانى را كه تكنولوژى شبيه سازى را بر روى انسان انجام مى دهند، محارب دانست.(22)
شبيه سازى از نظر اعتقادى
زمانى كه خبر شبيه سازى انسان اعلام شد، بيشترين مخالفتها از طرف گروهى از علماى مسيحى ابراز شد.(23) آنان شبيه سازى انسان را دخالت در كار خدا دانستند.
حال آيا واقعا شبيه سازى انسان دخالت در كار خدا محسوب مى شود؟
با كمى دقت مى توان گفت شبيه سازى هيچ مشكلى ايجاد نمى كند و دخالت در خالقيت خدا نيست؛ چرا كه اولاً: با دلايل عقلى و نقلى ثابت شده است كه خالق زمين و آسمان و همه موجودات، خداى متعال است؛ چنان كه قرآن كريم مى فرمايد: «هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الأَْرْضِ جَمِيعاً»(24) يعنى: او كسى است كه آنچه در زمين است، براى شما خلق كرد؛ «وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ»(25) يعنى: همه چيز را خداوند آفريده است. يا در جاى ديگر مى فرمايد: «الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الأَْرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيّامٍ»(26) يعنى: او كسى است كه آسمانها و زمين و آنچه را كه در آنهاست، در شش روز آفريده است.
آيات فراوان حكايت از اين مطلب دارد كه خالق تنها خداست؛ نه كس ديگر.
ثانيا؛ شبيه سازى، اصلاً آفرينش نيست بلكه اين عمل شبيه لقاح مصنوعى است. بنابراين، متخصص ژنتيك، فقط عاملى است براى اين نوع خلقت؛ نظير شخصى كه دانه اى را مى كارد و آن دانه رشد مى كند و به گياه تبديل مى گردد. كشاورز، مقدمات توليد را ايجاد مى كند؛ نه اين كه خالق و آفريننده گياه باشد؛ چنان كه قرآن كريم مى فرمايد: «أَ فَرَأَيْتُمْ ما تَحْرُثُونَ أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزّارِعُونَ»(27) يعنى: آيا نديديد آنچه را كه در زمين كاشته بوديد؟! آيا شما آن دانه را از زمين رويانديد يا ما رويانديم؟!
همچنين پدر و مادر نيز در توليد فرزند نقش واسطه يا سبب را دارند؛ نه نقش خالق بودن را؛ چنان كه خداوند متعال مى فرمايد: «خَلَقَ الإِْنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ»(28) يعنى: (خدا) انسان را از نطفه آفريد. از اين آيه شريفه معلوم مى شود خالق انسان خداست، و نطفه، واسطه است.
بنابراين، توليد كردن مشابه انسان يا حيوان، با خداوندى خدا و خالقيت او هيچ منافاتى ندارد؛ زيرا اولاً دانشمند ژنتيك، فقط نقش واسطه را بازى كرده و با اجراى عمليات خاصى، اسباب توليد را ايجاد كرده است. ثانيا مواد اوليه همين عمليات نيز، در طبيعت موجود است (نظير تخمك، سلول و...) و آن دانشمند، براى توليد، از همان مواد طبيعى استفاده كرده و خالق مواد طبيعى نيست. ثالثا مهمترين بخش خلقت جانداران، خلقت روح آنهاست كه توليد اين بخش، از عهده بشر خارج است.(29)
آيت الله سيد محسن موسوى تبريزى تولد اين انسان را نه تنها دخالت در خلقت نمى داند بلكه بيان مى دارد كه خداوند به انسانها اين اجازه را داده است كه تا در اسرار طبيعت دست به كشف بزنند و از آن به نفع خود استفاده كنند.(30) آيت الله عبايى خراسانى معتقد بود كه اين اقدام به هيچ وجه مخالفت با مبانى خلقت و اسلام نيست؛ چرا كه خداوند به تصريح از خلقت حضرت آدم و حوا كه بدون پدر و مادر و همچنين حضرت عيسى كه بدون پدر متولد شده، در قرآن آورده است و در نهايت، آن را يكى از آثار نظام آفرينش و قدرت خداوند مى داند.(31)
همچنين آيت الله موسوى بجنوردى مى گويد:
«اگر در قرآن مجيد آمده است كه «انا خلقناكم من ذكر و انثى» اين به روش معمول اشاره مى كند؛ يعنى غالب مردم، از طريق تركيب اسپرم و تخمك پديد مى آيند. حال به روشى ديگر ما از مخلوق خداوند سبحان، انسان ديگرى پديد مى آوريم، اين انسان باز هم مخلوق خدا محسوب مى شود. در عالم خلقت، ما استقلال نداريم. ما از مخلوق خداوند سبحان استفاده مى كنيم. انسان دو حيات دارد: حيات حيوانى و حيات انسانى. قرآن مى فرمايد: «وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الإِْنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً» خلقت اول، مراحل خلقت حيوانى را مى گويند و منظور از خلقت آخر، خلقت انسانى است كه همان نفس ناطقه يا روح است. انسان، روح را نمى تواند توليد كند. با كلون سازى يا هر شيوه ديگر، مقتضيات حيات حيوانى توليد مى شود اما روح را، نفس ناطقه را خداوند سبحان مى دهد.»(32)
بنابراين، شبيه سازى را دخالت در كار خدا شمردن، از منظر اسلامى به هيچ وجه صحيح نيست.(33)
شبيه سازى انسان از نظر حقوقى
شبيه سازى انسان، از نظر حقوقى ممكن است مشكلاتى را ايجاد كند، از جمله:
ـ از آنجا كه در شبيه سازى، فرد توليد شده، كاملاً شبيه فرد صاحب ژن خواهد بود؛ حتى خطوط سر انگشتان نيز از اين شباهت مستثنى نيستند (و اين خطوط، در هر فرد، منحصر به همان شخص بوده عامل مهمى براى يافتن مجرم است.) با اين عمل، شخص صاحب ژن مى تواند جرايمى را مرتكب شود و از چنگال قانون بگريزد، آنگاه عمل خويش را به فرد توليد شده، نسبت دهد يا برعكس. بنابراين، حقوق و آزادى طرفين، سلب خواهد شد؛ به علاوه، مجرم واقعى هم مشخص نمى شود و حق آن شخصى كه مورد ظلم و تعدى قرار گرفته از بين خواهد رفت.(34)
ـ انسانى كه از راه شبيه سازى به وجود مى آيد، نه پدرى دارد (چون از نطفه مرد نيست.) و نه مادرى (چون تركيب با نطفه ماده نيست.) و نه خواهرى دارد و نه برادرى و نه خويشاوندى و در رحمى پرورش پيدا كرده كه مادرش نيست، بلكه مادر جانشين است. خلاصه، فردى است فاقد نسب.(35)
ـ اگر زن باكره اى با بهره گيرى از شبيه سازى، داراى فرزندى از سلول جنسى خود شود، در اين صورت آيا حامله شدن وى مشروع است يا خير؟ و آيا فرزند به دنيا آمده، بدل اوست يا همسانش يا دخترش.
ـ فرد شبيه سازى شده، از چه كسى ارث مى برد.
ـ اگر كسى شخص شبيه سازى را به قتل برساند، حكمش چيست؟ ديه يا قصاص؟
ـ نفقه و حضانت فرد شبيه سازى شده، بر عهده چه كسى است؟
مشكلات حقوقى ديگرى نيز، مطرح شده است.
مشكلى در پاسخ به ابهامهاى مطرح شده نيست؛ زيرا (همان طور كه پيشتر نقل كرديم) فقهاى محترم به آنها پاسخ داده اند و نهايت اين است كه مى گويند كودك شبيه سازى شده هيچ حق و حقوقى در جامعه ندارد.
بحث بلاتكليفى چنين كودكى به اين دليل، مهم است كه اگر شبيه سازى، به توليد انبوه برسد، چنين كودكانى البته بايد مثل ساير انسانها حقوقى داشته باشند؛ و گرنه مشكلات فراوانى ايجاد مى شود و بايد جلوى توليد چنين موجودى را گرفت؛ حتى بعضى فقهاى محترم و حقوقدانان كه اصل شبيه سازى را حرام نمى دانند (حكم اولى)، به دليل عوارض سوئى كه توليد چنين موجودى در پى خواهد داشت با آن مخالفت مى كنند (حكم ثانوى).
شبيه سازى از نظر اخلاقى
در مورد اخلاقى يا غيراخلاقى بودن شبيه سازى انسان، بحثهاى زيادى صورت گرفته است. بعضى به دليل اخلاقى از شبيه سازى دفاع مى كنند اما بسيارى ديگر، به همين دليل مخالف آن هستند.
دلايل موافقان
ـ بعضى از ويژگيها، استعدادها و سجاياى اخلاقى از ژنها تأثير مى پذيرند. شبيه سازى انسان بالغى كه ويژگيهاى مطلوب را دارد، مى تواند به توليد كودكى با قابليتهاى مشابه منجر شود؛(36) مثلاً سلولهاى نوابغ را بگيرند و نگهدارى كنند و در هر عصر و زمانى، نوابغى توليد كنند.
ـ در مورد زوج نابارورى كه در آن، مرد به طور كامل نابارور است، شبيه سازى مى تواند به توليد بچه بينجامد. تخمك زن و سلولى از پيكره مرد با هم امتزاج مى يابند و به اين ترتيب، هر دو در توليد كودك دخيل مى شوند. مرد، اطلاعات ژنتيكى را فراهم مى سازد و زن كارخانه توليد سلول مى شود. اين وضعيت، بسيار اخلاقى تر از حالتى است كه چنين زوجهاى نابارورى، از اسپرم مرد ديگرى استفاده كنند.(37)
ـ به وجود آوردن انسانهاى سالم براى جبران خطرهاى ناشى از بيماريهاى ارثى نهفته در برخى تركيبهاى جنسى.(38)
ـ با شبيه سازى، حيواناتى به وجود مى آيند كه مى توان از اعضاى بدن آنها براى پيوند انسانها استفاده كرد و يا از طريق جراحى ژنتيك، سلولهاى سالم مانده از عضو آسيب ديده را به يك عضو كامل تبديل كرد و يا از موادى كه حيوانات در بدنشان توليد مى كنند، در داروسازى استفاده كرد.(39)
دلايل مخالفان
ـ اسلام، روابط انسانها را با يكديگر به عنوان يك اصل زندگى مذهبى تلقى مى كند و در واقع بر اساس حديثى از قول حضرت رسول، نه دهم مذهب، روابط انسانها با يكديگر را شامل مى شود و يك دهم آن، رابطه انسان با خدا. بحثى كه مسلمانان در اين مورد دارند، بيشتر مربوط به مشكلاتى است كه با دخالت تكنولوژى در رابطه اخلاقى ـ عاطفى مرد و همسرش و والدين با فرزندانش اثر مى گذارد.(40)
ـ اگر از طريق شبيه سازى، فرزندانى متولد شوند، ممكن است مسأله نكاح و ازدواج كه يك امر طبيعى است، به تدريج برچيده شود و نظام خانوادگى مختل گردد و بسيارى از زنان بى شوهر باردار شوند، يا زنى از خودش باردار شود كه به ظاهر آن دو مادر و فرزند هستند؛ولى به يك معنا دوقلو هستند. اخلاق جهانى، اين عمل را نمى پذيرد؛ زيرا باعث اضمحلال نظام خانواده در جوامع بشرى مى شود.(41)
ـ اين شيوه اگر به علاج نازايى منتهى شود، نيل به مطلوب از راهى نادرست و ناشايست است. اين شيوه به وجود جنينهاى اضافى خواهد انجاميد؛ جنينهايى كه در برابرشان جز مرگ يا كاشت در رحم ساير زنان، راه ديگرى وجود ندارد. گزينش مرگ به معناى ايجاد زندگى براى تسليم كردن به مرگ خواهد بود و در صورتى كه در رحم زنان ديگر گذاشته شوند، مفاد آن پذيرش جنينى ناشناخته توسط زنى ديگر است؛ جنينى كه در محدوده ازدواج به دست نيامده است.(42)
ـ اگر اين فناورى به همين صورت ادامه يابد، چه بسا روزى در دستان ديكتاتورى بيفتد كه از آن بر ضد بشر بهره بگيرد. در حال حاضر بسيارى از اكتشافات بشر براى نابودى انسان به كار گرفته مى شود. بمبهاى هسته اى انبار شده در دنيا، به تنهايى مى توانند ده بار زمين را از بين ببرد. خونخوارانى كه امروز بر جهان حكومت مى كنند، بسيارند و همه در آرزوى جاودانگى و حاكميت مطلق و هميشگى هستند.(43)
موارد ياد شده، جزئى از عقايد طرفداران و مخالفان طرح شبيه سازى انسان از نظرگاه اخلاقى است. شايان ذكر است كه مخالفان اين طرح، با اصل قضيه مخالف نيستند، ولى شيوع آن را مشكل ساز مى دانند.
واكنشهاى جهانى در مورد شبيه سازى
در مورد شبيه سازى نگرانيهايى در سطح جهان به چشم مى خورد كه از صحبتهاى عده اى از افراد سرشناس بين المللى كاملاً نمايان است؛ حتى برخى از مجريان شبيه سازى را به واكنش واداشته است؛ به عنوان مثال، آقاى ريون در مورد احتمال پيشگيرى و منع وى از انجام عمليات شبيه سازى مى گويد: «اگر در خشكى براى من ممكن نباشد در آبهاى اقيانوسها عمل شبيه سازى را به انجام خواهم رساند.»(44)
ژاك شيراك، رئيس جمهور فرانسه، همانندسازى انسان را يك اقدام جنايت كارانه خواند
| |||
|
به نظر ميرسد گروهي كه در ابتداي سال ميلادي جاري اقدام به ايجاد جار و جنجال در خصوص خلق نخستين نوزادان شبيهسازي شده انسان كردند،خوب ميدانستند كه چطور از يك موضوع و سوژه كاملاص علمي و اخلاقي براي تبليغ گروه خود يك سيرك نمايشي بسازند. اگرچه اين امكان وجود دارد كه اين گروه از ابزار تكنيكي و توانايي لازم براي كلونسازي بشر برخوردار باشند،اما اين امر بسيار بعيد بهنظر مي رسد كه آنها مطابق ادعاي خود موفق به خلق نوزادان شبيهسازي شده كاملاص سالم شده باشند بويژه آنكه مستنداتي نيز براي اؤبات ادعاي خود تاكنون ارايه نكردهاند و حتي در صورت درستي ادعاي مذكور نيز به لحاظ اخلاقي دست به اقدام تنفرانگيزي زدهاند. بطور كلي ،كلونسازي جانوران پديده جديدي به شمار نميرود و دانشمندان سالهاست كه اين عمل را در مورد گوسفند،موش، گاو ، خوك،گربه و ديگر پستانداران به انجام رساندهاند و از سوي ديگر به نظر ميرسد شبيهسازي انسان نيز نبايد تفاوتي با شبيهسازي ديگر پستانداران داشته باشد. در مورد همه اين جانوران و از جمله انسان،عمل شبيهسازي به روشي يكسان و از يك سلول تخم لقاحيافته آغاز ميشود. دانشمندان به ياري تكنيك ويژهيي كه به انتقال هسته موسوم است،هسته سلولهاي بالغ بدن يك فرد بزرگسال را خارج ميكنند و آن را به درون يك سلول تخم كه هستهاش برداشته شده،تزريق ميكنند. پس از انجام اين عمل،با كمترين تحريكي سلول تخم اقدام به تقسيم سلولي ميكند و جنين كوچكي را تشكيل ميدهد كه با هر تقسيم رشد بيشتري مييابد و سپس اين جنين بسيار كوچك درون رحم يك به اصطلاح مادر كاشته ميشود. به اين روش كه به كلونسازي توليد مثلي معروف است،در واقع موجودي خلق ميشود كه به لحاظ ژنتيكي كاملاص شبيه فرد دهنده هسته سلولي ،اما از وي جوانتر است و آن را ميتوان يك كپي از اهداكننده هسته سلول در نظرگرفت. نوع طبيعي كلونسازي در واقع هماني است كه در دوقلوهاي يكسان بهوقوع ميپيوندد. اين دوقلوها به لحاظ ژنتيكي يكسان هستند،اما آيا آنها را به دليل اين يكساني،كمتر از يك انسان فرض ميكنيم? آيا آنها را به واسطه عدم يگانگي ژنتيكي تحريم ميكنيم?آيا آنها با يكديگر بر سر اين موضوع كه كداميك نسخه اصلي واوليه هست،به جنگ و نبرد مي پردازند? گمان نميكنم،اما متاسفانه اين مباحثي است كه توسط رسانهها در خصوص كلونسازي بطور مصنوعي و در شبيهسازي توليدمثلي مورد بحث قرار ميگيرد. لازم به ذكر است كه فرايندهاي تكنيكي شبيهسازي انسان از پيچيدگيها و موانع فراواني برخوردار است كه بايد پيش از هرگونه اقدام به كلونسازي بشر،ابتدا اين موانع و مخاطرات مرتفع شود. كلونسازي پستانداران نرخ موفقيت ملالانگيز ونااميدكنندهيي دارد،بطوري كه در 97 درصد موارد،اقدامات انجام شده به منظور شبيهسازي يك جانور پستاندار با شكست مواجه ميشود. مشكل بعدي مرحله انتقال جنين اوليه به رحم مادر و كاشتن آن در بافت رحم يك موجود ميزبان است و در اين مرحله بسياري از جنينها پس زده ميشوند. حتي در صورت موفقيت در مراحل قبلي،بسياري از موجودات كلون شده در ابتداي تولد و در سنين پايين از بين ميروند و آنهايي كه باقي ميمانند غالباص از ناهنجاريها و بيماريهاي توانفرسايي رنج ميبرند. بطور كلي ميتوان گفت با اين ضعفهاي تكنيكي موجود،ما نميتوانيم دست به اقدام خطيري براي شبيهسازي انسانها در زمان كنوني بزنيم. حتي اگر با پيشرفتهاي تكنيكي ما از سلامت نتيجه شبيهسازي خود اطمينان داشته باشيم،باز هم مسائل ديگري در اين زمينه بايد مورد توجه قرار گيرد. دالي،نخستين پستاندار كلونسازي شده، با «تلومرهاي»كروموزومي كوتاهي متولد شد. تلومرها با افزايش سن كوچك ميشوند و تلومرهاي كوچك در آغاز حيات به مفهوم رسيدن به پيري زودرس خواهدبود و اين دليل توجيه خوبي براي ابتلاي دالي به روماتيسم و التهاب مفاصل در سنين آغازين زندگي خود بود. سرانجام اينكه كشفيات جديد محققان نشان ميدهد،موشهاي شبيهسازي شده به ظاهر سالم ،از ناهنجاريهايي رنج ميبرند. تحليل ژنهاي كبد و جفت گروهي از اين جانوران نشان داده است كه بيش از چهاردرصد ژنهاي مذكور عملكرد نامناسبي در بدن موشهاي شبيهسازي شده دارد و تحقيقات نشان ميدهد برخي از اين موشها در سنين بسيار پايين جان خود را از دست ميدهند و طول عمر اندكي در مقايسه با انواع طبيعي دارند. از سوي ديگر تداوم نسل يا نسلكشي از جانوران كلونسازي شده خود با مشكلات بسيار بيشتري همراه خواهد بود. بطوري كه احتمال نسلكشي از اين جانوران بسيار اندك خواهدبود. با وجود اين ما چطور ميخواهيم اقدام به شبيهسازي انسان كنيم?علاوه بر مسائل و مشكلات تكنيكي ،نگرانيهاي اخلاقي بسياري نيز در اين زمينه وجود دارد و جا دارد علاوه بر مسائل پزشكي مرتبط با سلامتي انسانهاي كلون شده،به مباحث روانشناختي موجود در اين ارتباط نيز توجه لازم به عمل آيد. |
شبیه سازی چیست؟
شبیه سازی به بیان مختصر، خلق یك ارگان زیستی است كه دقیقا كپی ژنتیك ارگان دیگری باشد. این بدان معناست كه كوچكترین ساختارهای ژنتیك دو ارگان باید دقیقا مشابه هم باشند. برای این منظور در حال حاضر دو روش درجهان وجود دارد:
۱ جفت سازی مصنوعی جنینی: این روش از لحاظ فنی در سطح پایینی قرار دارد. همان طور كه از اسم آن برمی آید، این فن آوری در واقع تقلیدی از روش طبیعی تولید جفت های شناسایی است. این كار در طبیعت در سلول تخم اتفاق می افتد و در نهایت دو ساختار زیستی كه از لحاظ ساختار ژنتیك كاملا مشابه هستند، پدید می آید. جفت سازی مصنوعی جنینی هم درواقع انجام همین كار در بیرون از بدن مادر و در آزمایشگاه است.
۲ - انتقال هسته سلول: انتقال هسته سلول، شیوه متفاوتی نسبت به جفت سازی مصنوعی جنینی است، اما با این حال نتیجه هم در این روش یكی است؛ كلون یا كپی ژنتیك دقیق از یك سلول. این روش همان روشی است كه با آن دالی گوسفنده خلق شد. روش خلق دالی به این صورت بود: دانشمندان ابتدا یك سلول از یك گوسفند ماده را ایزوله كردند. سپس هسته آن را به سلولی كه هسته آن قبلا از آن جدا شده بود، منتقل كردند. پس از انجام یكسری واكنش شیمیایی، این هسته توسط سلول پذیرفته شد و بعدا مراحل طبیعی تولید جنین در آن آغاز شد. خلق دالی در علم ژنتیك نقطه عطفی به شمار می رود، چون دالی اولین پستانداری به شمار می رود كه بیرون از شكم مادر مراحل رشد جنینی را سپری كرده است.
چرا شبیه سازی می كنیم؟
از چند سال پیش دانشمندان با پشتوانه محكم علمی اعلام می كنند ما در آینده هرچیز را كه بخواهیم شبیه سازی می كنیم، از قورباغه گرفته تا میمون و از میمون گرفته احتمالا انسان در آینده ای نه چندان نزدیك، اما سئوال مهم آن است كه اصلا چرا باید انسان شبیه سازی كند؟ جواب های غیرعلمی در این مورد بسیار زیاد است، اما دانشمندان چند دلیل برای آن اعلام می كنند كه در اینجا مختصرا به آنها اشاره می كنیم.
۱ شبیه سازی مدل های حیوانی برای مطالعه بیماری ها: بیشتر چیزهایی كه دانشمندان در مورد بیماری های انسانی می دانند حاصل نتایج تحقیقات آنها روی حیوانات آزمایشگاهی مثل موش هاست. در حیوانات آزمایشگاهی پیشرفته، ساختار ژنتیك حیوان موردنظر به گونه ای دستكاری می شود كه بیماری خاص موردنظر دانشمندان در هر مرحله ای كه آنها بخواهند، در بدن حیوان ایجاد شود تا محققان به راحتی روی آنها تحقیق كنند.
۲ - شبیه سازی سلول های بنیادی: سلول های بنیادی، اجزایی هستند كه مسئولیت رشد و نمو انسان در طول زندگی برعهده آنهاست؛ به همین خاطر به صورت گسترده در درمان بیماری های پیشرفته مورد استفاده قرار می گیرند. دانشمندان ژنتیك هم با دستكاری آنها، گام بلندی در درمان بیماری های خاص برداشته اند.
۳ شبیه سازی دارویی غذایی: در حال حاضر بسیاری از مواد كشاورزی و حیوانات مزرعه ای به كمك شبیه سازی ژنتیك طوری رشد می یابند كه پروتئین ها، ویتامین ها و دیگر نیازهای غذایی انسان را در خود داشته باشند و همچنین مواد مضر برای بدن انسان از آنها حذف شود.
۴ كمك به گونه های در حال انقراض: در تئوری، نه تنها می توان این گونه ها را از خطر انقراض نجات داد كه حتی می توان گونه هایی را كه اخیرا منقرض شده اند، بازآفرینی كرد، اما در عمل این امر بسیار غیرممكن به نظر می رسد. برای این منظور دانشمندان باید به یك منبع بدون نقص از DNA گونه موردنظر دسترسی داشته باشند كه اولا این میزان DNA به نظر دست نیافتنی می رسد و تازه اگر هم در دسترس باشد، امید قطعی به حصول نتیجه از آن نمی رود.۵ شبیه سازی انسان: شبیه سازی انسان بیشتر توسط مورد بحث واقع می شود، اما دانشمندان هم چندان آن را غیرمنطقی و دست نیافتنی نمی دانند. از منظر علمی دو دلیل عمده برای این كار عنوان می شود؛ كمك به رفع ناباروری زوجین و بازآفرینی فرزندانی كه به هر دلیل از دست رفته اند. البته هنوز برای قضاوت در مورد حصول نتیجه از شبیه سازی انسانی بسیار زود است.
خطرات شبیه سازی
خطرات شبیه سازی بسیار زیاد هستند. اولین مورد، تهدید ساختار اخلاقی جوامع بشری است كه در جوامع مختلف مخالفت های اخلاقی بسیار زیادی را در پی داشته است، علاوه بر آنكه بیشتر به علوم انسانی مربوط می شود تا علوم ژنتیك، از منظر علمی هم ایرادات زیادی برای این مسئله وارد است. درصد پایین موفقیت یكی از آنهاست، به گونه ای كه تا به حال در تمامی موارد شبیه سازی، درصد موفقیت بین یك دهم تا ۳ درصد بوده است؛ یعنی از هر یكهزار شبیه سازی، یك تا ۳۰ مورد موفقیت آمیز بوده اند. از ایرادات وارده دیگر، عواقب بعدی آن است. حیوانات شبیه سازی شده غالبا غیرطبیعی هستند (مثلا ارگان های بزرگتری نسبت به نمونه های طبیعی دارند) و سریعا می میرند. مشكل دیگر الگوی پخش غیرمعمول ژنتیك است كه باعث تغییر رفتار ژنتیك حیوان یا گونه شبیه سازی شده و عملا كارایی آن را به صفر می رساند.باید توجه كرد همه چیزهایی كه در مورد شبیه سازی گفته شد، در مورد علمی است كه به رغم تاریخ نسبتا طولانی، هنوز از ظرفیت های بالای خود استفاده خاصی نبرده است و شاید در آینده جامعه ای بدوی و رشد نیافته باشد كه در آن شبیه سازی به صورت روزمره انجام نمی شود.
علم یا جادو
شبیه سازی پیش از آنكه توسط دانشمندان ژنتیك مورد بحث قرار گیرد، در رسانه به صورت مقطعی تبدیل به سوژه می شود. اینكه چرا این شاخه پیچیده دانش بشری با چنین اقبالی مواجه شده است جای بحث زیادی دارد. مسئله مهم در اینجا این است كه دانش بسیار پیشرفته تر از باور عمومی رشد كرده است، اما دانشمندان جادوگر نیستند كه هرآنچه كه مردم می خواهند با یك تردستی انجام دهند. به بیان ساده تر علم پیشرفته است، اما نه تا آن حد كه فیلم های تخیلی نشان می دهند.
جوادنصرتی
روزنامه همشهری
ماهیت مولکولی ماده ژنتیکی چیست؟ چطور اطلاعات ژنتیکی از یک نسل به نسل بعد با صحت بالا انتقال مییابد؟ تغییرات نادر در ماده ژنتیکی که ماده خام تکامل میباشد، چگونه ایجاد میشوند؟ چطور اطلاعات ژنتیکی نهایتا به شکل توالیهای اسید آمینهای مولکولهای پروتئینی متنوع موجود در یک سلول زنده ، بیان میشود؟ و ... . واحد پایه اطلاعات در سیستمهای زنده ، ژن میباشد.
از نظر بیوشیمیایی یک ژن به صورت قطعهای از DNA تعریف میشود که اطلاعات مورد نیاز برای ایجاد یک محصول دارای فعالیت بیولوژیک راکد میکند. محصول نهایی معمولا یک پروتئین است. ممکن است محصول ژنی وظیفهای یکی از انواع RNA باشد. ذخیره ، حفظ و متابولیزم این واحدهای اطلاعاتی موضوعات بحث را در ژنتیک مولکولی تشکیل میدهند. پیشرفتهای اخیر در ژنتیک مولکولی ، منجر به مطرح شدن سه فرآیند اصلی در استفاده از اطلاعات ژنتیکی شده است.
* اولین فرآیند ، همانند سازی DNA یا نسخه برداری از DNA مادری و تولید مولکولهای DNA با توالیهای نوکلئوتیدی یکسان میباشد.
* دومین فرآیند سنتز RNA از روی DNA است، که طی قسمتهایی از پیام ژنتیکی کد شده در DNA دقیقا به صورت RNA ، نسخه برداری میشود.
* سومین فرآیند ، ترجمه میباشد که به موجب آن پیام ژنتیکی کد شده در RNA پیک بر روی ریبوزومها به پلیپپتیدی با توالی مشخص از اسیدهای آمینه ترجمه میشود.
وقایع مهم در ژنتیک مولکولی تا سال 1944
* شروع ژنتیک توسط گرگور مندل و با مقالهای بود که وی در سال 1866 در مجموعه مقالات انجمن علوم طبیعی در مورد نخود فرنگی ، به چاپ رساند.
* تا سال 1900 طول کشید تا سایر زیست شناسان مانند هوگو ، کورنس و شرماک اهمیت کار مندل را درک کنند و این علم پس از رکورد طولانی توالی دوباره یافت.
* در سال 1903 ، ساتن پیشنهاد کرد که ژنها روی کروموزومها قرار دارند.
* در سال 1909 ، یوهانس پیشنهاد کرد که عوامل مندلی ژن نامیده شدند.
* در سال 1910 ، مورگان آزمایشهای زیادی بر روی مگس سرکه انجام داد.
* در سال 1927 ، مولر کشف کرد که اشعه ایکس ایجاد موتاسیون (جهش) در مگس سرکه مینماید.
* در سال 1941 ، بیدل و تاتوم پیشنهاد کردند که هر ژن فعالیت یک آنزیم را کنترل میکند.
* در سال 1944 ، کتاب زندگی چیست توسط یک فیزیکدان به نام شرودینگر انتشار یافت.
کشف ساختمان DNA
شناخت امروزی ما در مورد مسیرهای اطلاعاتی از همگرایی یافتههای ژنتیکی ، فیزیکی و شیمیایی در بیوشیمی امروزی حاصل شده است. لین شناخت در کشف ساختمان دو رشته مارپیچی DNA ، توسط جیمز واتسون و فرانسیس کریک در سال 1953 خلاصه گردید. فرضیه ژنتیکی ، مفهوم کد نمودن توسط ژنها را مشخص نمود. با استفاده از روشهای فیزیکی ، تعیین ساختمان مولکولی DNA بوسیله آزمایش انکسار اشعه ایکس ممکن گردید. شیمی نیز ترکیب DNA را آشکار نمود. ساختمان مارپیچی دو رشتهای DNA ، چگونگی نسخه برداری آن را نشان داد، نحوه تولید RNA و سنتز پروتئین از روی آن را شفاف کرد.
![[تصوير: chromatn.2.jpg]](http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/e/e9/chromatn.2.jpg)
ژنها و کروموزومها
ژنها قطعاتی از یک کروموزوم هستند که اطلاعات مورد نیاز برای یک مولکول DNA یا یک پلی پپتید را دارند. علاوه بر ژنها ، انواع مختلفی از توالیهای مختلف تنظیمی در روی کروموزومها وجود دارد که در همانند سازی ، رونویسی و ... شرکت دارند. کروموزومهای یوکاریوتی دارای دو توالی مهم تکراری DNA میباشند که عمل اختصاصی را انجام میدهند؛ سانترومرها که نقاط اتصالی برای دوک تقسیم هستند و تلومرها که در دو انتهای کروموزوم وجود دارند. کروماتین در یوکاریوتها به صورت واحدهای نوکلئوزومی قرار دارد.
متابولیزم DNA
سلامت DNA بیشترین اهمیت را برای سلول دارد که آن را میتوان از پیچیدگی و کثرت سیستمهای آنزیمی شرکت کننده در همانند سازی ، ترمیم و نوترکیبی DNA ، دریافت. همانند سازی DNA با صحت بسیار بالا و در یک دوره زمانی مشخص در طی چرخه سلولی به انجام می رسد. همانند سازی نیمه حفاظتی است، بطوری که هر رشته آن به عنوان قالبی برای تولید رشته جدید DNA مورد استفاده قرار میگیرد. سلولها دارای سیستمهای متعددی برای ترمیم DNA هستند. توالیهای DNA در طی واکنشهای نوترکیبی ، در فرآیندهایی که شدیدا هماهنگ با همانند سازی یا ترمیم DNA هستند، نو آرایی میشوند.
متابولیزم RNA
رونویسی توسط آنزیم RNA پلیمراز وابسته به DNA کاتالیز میشود. رونویسی در چندین فاز ، شامل اتصال RNA پلیمراز به یک جایگاه DNA به نام پروموتور ، شروع سنتز رونویسی ، طویل سازی و خاتمه ، روی میدهد. سه نوع RNA ساخته میشود؛ RNA پیک که برای ساختن پلی پپتیدها مورد استفاده قرار میگیرد. RNA ناقل که در انتقال اسیدهای آمینه بر روی ریبوزومها برای پروتئین سازی ، شرکت دارند و RNA ریبوزومی که در ساختار ریبوزوم شرکت دارند. این RNA ها به صورت پیش ساز ساخته میشوند که طی فرآیندهای آنزیمی بالغ میشوند.
متابولیزم پروتئین
پروتئینها در یک کمپلکس RNA پروتئینی به نام ریبوزوم ، با یک توالی اسید آمینههای خاص در طی ترجمه اطلاعات کد شده در RNA پیک ، سنتز میگردند. اسیدهای آمینهای که توسط کدونهای RNA پیک مشخص میگردند، از کلمات سه حرفی نوکلئوتیدی تشکیل شدهاند. برای ترجمه نیاز به مولکولهای RNA ناقل میباشد که با شناسایی کدونها ، اسیدهای آمینه را در موقعیتهای متوالی مناسب خود در داخل زنجیر پلی پپتیدی قرار میدهند. بعد از سنتز بسیاری از پروتئینها به موقعیتهای خاص خود در داخل سلول هدایت میشوند.
![[تصوير: lac_promote2.gif]](http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/d/d4/lac_promote2.gif)
تنظیم بیان ژن
بیان ژنها توسط فرآیندهایی تنظیم میشود که بر روی سرعت تولید و تخریب محصولات ژنی اثر میگذارند. بیشتر این تنظیم در سطح شروع رونویسی و بواسطه پروتئینهای تنظیمی رخ میدهد که رونویسی را از پروموتورهای اختصاصی مهار یا تحریک میکنند. اثر مهارکننده ها را تنظیم منفی و فعال شدن را تنظیم مثبت گویند. پروتئینهای تنظیمی ، پروتئینهای اتصالی DNA هستند که توالیهای اختصاصی از DNA را شناسایی میکنند. هورمونها بر روی تنظیم بیان ژن تأثیر دارند. موجودات یوکاریوت و پروکاریوت دارای مکانیزمهای متفاوتی برای تنظیم بیان ژنهای خود دارند.
فناوری DNA نوترکیبی
با استفاده از فناوری DNA نو ترکیبی مطالعه ساختمان و عملکرد ژن بسیار آسان شده است. جداسازی یک ژن از یک کروموزوم بزرگ نیاز دارد به، روشهایی برای برش و دوختن قطعات DNA ، وجود ناقلین کوچک که قادر به تکثیر خود بوده و ژنها در داخل آنها قرار داده میشوند، روشهایی برای ارائه ناقل حاوی DNA خارجی به سلولی که در آن بتواند تکثیر یافته و کلنیهایی را ایجاد کند و روشهایی برای شناسایی سلولهای حاوی DNA مورد نظر. پیشرفتهای حاصل در این فناوری ، در حال متحول نمودن بسیاری از دیدگاههای پزشکی ، کشاورزی و سایر صنایع میباشد.
